سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا








پسر آفتاب

تنها به تومی اندیشم

غرق شوم نجات خواهی داد.عشق مراخواهی ستودودرباغ کوچک قلبم ؛گل

امیدخواهی کاشت
تنهاچیزی که برایم ارزشمنداست توهستی.
تویی که نمی توانم حتی درخیالم به بی توبودن حتی برای یک لحظه ی کوتاه.
فکرکنم
نمی دانم تاکی باید صبرکنم اما دوباره صبرمی کنم چون عادت کرده ام یاد .
بگیرم غیرازصبرکردن وتسلی یافتن باخاطرات زیبایت چاره ای ندارم
نیامدنت قلبم راسخت می فشارداما به امید     

امدنت تا لحظه ی مرگ می مانمیا توخواهی امد یا دراغوش مرگ تا ابد خواهم خوابید


.

 


نوشته شده در جمعه 87/8/3ساعت 2:46 صبح توسط محمد نظرات ( ) |





Design By : ParsSkin.Com