سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا








پسر آفتاب

دست های تو

شیشه بود

مشت من،همیشه سنگ

سینه ات برای اتشی ،وسیع
قلب من،همیشه تنگ

پشت آسمان تو افتاب

پشت اسمان من 

لحظه لحظه شب

افتاب تو ستونی از طلا

ماه من تکه تکه از حلب

بی جهت پی نشانه ام نگرد

بی نشانه رفته ام

بی چراغ
سوی گم ترین شب جهان

تو ولی کنار افتاب روشنت بمان.....



نوشته شده در جمعه 87/8/3ساعت 3:6 صبح توسط محمد نظرات ( ) |





Design By : ParsSkin.Com